بِاسْـمِ ٱللّاهِ ٱلرّحـمانِ ٱلرّحيـم

«پیشینههایقرائتوکتابتقران » 

مقدمه : قران از دو مقام «قرائت» و « کتابت» بر خوردار است .  در مقامقرائت ، کلام الهی به نحو تواتر نقل ، و با توجه به صلابت و زیبائی , مورد اتفاق و قبول همگان قرار گرفت ، و بعدها به نحو معیَن این قرائت حفظ گردید.

 اما در مقامکتابت ، کتاب الهی توسط مسلمانان به صورت  ابتدائی  یعنی کتابت بدون اعراب و اعجام ، نگارش یافته و بعدها تحت تاثیر نیاز اجتماعی که متاثر از روابط بین الملل میان مسلمانان بود ، دستخوش تحولات تکمیلی گردید .

در خصوص تحول «کتابتعربی» در پیشازاسلام ، و دوراناولیهظهوراسلام ، محقق مصری  « غانمقدوریالحمد  » ([1])  می نویسد : 

 ((... رواياتومصاحفخطىقديمونقشهايىكهبهعصرجاهلىونيمهاوّلقرناوّلهجرىمربوطمىشود،براينمطلبتاكيددارندكهكتابتعربى،ازهرنوععلامتىكهنشاندهندهحركتهاىكوتاهوياتشخيصحروفىكهشبيهيكديگرند،خالىبودهورسمالخطعثمانىهم،برهمين  سياقبودهاست ...     ))

طی دوران تحول نگارش ، بواسطه عوامل متعدد ، درکتابت قران  « دوگانهنویسی» و « اختلاف نگارش » بوجود آمد ،  عواملموثردرایندوگانهنویسی   واختلافکتابتقرانرا می توان چنین برشمرد  : 

عاملاول : ساختارحروف و  اِبداعاعرابواعجام .  پس از دوران نگارش  بدون اِعراب  (حرکات و علائم ) و اِعجام (نقطه ) در حروف :  «ب،ت،ث » و « س،ش » و  « ص،ض »   و « ع،غ »  و « ح  ،ج،خ  » و  « د،ذ »  و  « ر،ز » و پیدایش اختلاف قرائات اوج گرفت  ،پس ازابداعاعرابواعجام  ،نگارشکتابالهیتحتتاثیرقرائاتقرار  گرفتهوتغییراتی در نگارش کتاب الهی  پدید آمده و نگارش به شکل امروزین تغییر و  تحول یافت .

آیتاللههادیمعرفت در کتاب « « التمهیدفیعلومالقران » با نگاهی جامع به سیر تدوین مصحف شریف و سپس مصحف عثمانی و رسم الخط آن می پردازند  ؛ این کتاب به نام « تلخیصالتمهید » در دو جلد و سپس با عنوان  « علومقرانی » و « آموزشعلومقرانی » تالیف و چاپ شده اند  . ایشان در خصوص  نقش تشابه حروف و  اختلاف در قرائت و کتابت آنها می نویسند : 

 (( ... نبودن « الف » درکلمات :   یکی دیگر از عواملی که در قرائت مشکل می آفرید ؛ نبودن «الف» در رسم الخط آن روز بود. خط عربی کوفی از خط سریانی نشأت گرفته است . در خط سریانی ؛ نوشتن « الف» وسط کلمه مرسوم نبود ؛ و آن را اسقاط می کردند و چون قران در ابتداء با خط کوفی نگاشته می شد ؛ «الف» هایوسطکلمهمانند  : « سماوات » را نمی نوشتند ( به صورت : سموت) که بعدها علائم مشخصه ایجاد شد ؛ الف را صرفا با علامت الف کوچک ( ٰ ) در بالای کلمه مشخص می ساختند مانند : « سـمـٰـوٰت » .

اسقاط « الفوسطکلمه » دربسیاریازمواردمنشاءاختلافقرائتگردید ... اینگونه عوامل موجب گردید که قرّاء با هم اختلاف کنند  و هریک طبق اجتهاد خود و دلائلی که در دست داشتند ؛ قرائت خود را توجیه بنمایند . ))

عامل دوم : « نقش الف همزه در کتابت » یکیدیگرازعواملموثر در قرائت و کتابت قران ، ساختار حرف « همزه » و « الف »  می باشد  و این که الف و همزه دو حرف هستند یا یک حرف  . »

 در خصوص تعدادحروفدرادبیاتعرب دو قول مطرح می باشد  ( [2]  ) :

قولاول : که حروف را 28 حرف دانسته و « حرف همزه » را نخستین حرف دانسته  و آن را به جهت کاربرددوگانه « الف  وهمزه »  , آن را « الف همزه » می نامند .

قولدوم : که حروف را 29 حرف دانسته و دو حرف « همزه » و  « الف »  را مستقل می دانند. 

نکته مشترک میان این دو گروه ، قبولاختلافاحکاموقانونبرایهمزهوالف  درنگارشوقرائت است .   در ادب عرب مانند بسیاری از زبانهای دنیا  ، حروفصامت  هستند  ، و  جز با وجود مصوتهای  سهگانهکوتاه : ( فتحه  ، کسره ، ضمه )  و مصوتهایسهگانهبلند : ( آ   ،  او   ، ای  ) قابل خواندن نیستند ، و مصوتها ([3])  هم بدون حروف موضوعیت کلامی نخواهند داشت .

 تفاوت «  مصوّتهایکوتاه » با «  مصوّتهایبلند » در این است که « مصوّتهایبلند » کاربرد  دوگانه  «حرفی »  و « صوتی » دارند،و در میان حروف یک  « ا،و،ی »  نوشته  وخواندهمیشوند. مانند کریـم و رحـیـم  ،  کتـاب و جهـاد  ،  موسی و متّقـون ...

به عبارت دیگر در برخی کلمات  حروف ( ا ، و ، ی )نمایاننده مصوّتهایبلند هستند و به صورت حرف نوشته و خوانده  می شوند . و حذف هر مصوّت بلند ،  ساختار کلمه را بهم ریخته و گاه موجب تغییر معنا نیز  می شود لذا حذف آنها ممکن  نیست ، مانند : (کریـم – کرم )    یا  ( رحـیـم – رحم )   و...  

از میان  سهمصوّتبلند  « الف  ، واو  ،  یاء » ، که یک حرف , و نماینده و جانشین یک صدا در کلمه هستند  ، بیشترین  تغییرات مربوط به  حرفومصوّت  « الف »  می باشد که دو گانه نویسی آن در کتابت قران تاثیر بسیار گذاشته است .

در مجموعه حروف 28 و یا 29 گانه ،  ششحرف / 6  قابلاتصالبهحرفپسازخودنیستند که عبارتند از :  « دذ - ر- ز- و - الف » از میان این شش حرف ،  « واو»  و « الف» کاربرد  دو  گانهحرفیوصوتیدارند ،   و از این میان  در نگارش عثمانی و به تبع آن رسم الخط عثمان طه « حرف – مصوت الف » بر خلاف حروف دیگر ، با دوگانهنویسی « اتصال » وانفصال» روبرو شده است .

1-     نگارش منفصل : در کتابت قرانهای موجود گاهی « حرف - مصوت الف » ، در حالی که « کلمه »  از ساختار مصوت بلند برخوردار است ، با حرفالفکشیده ،  و به صورتمنفصلازحرفبعدازآن ، نوشته شده است . مانند :  حاسد،الناس،خنّاس،حماله،حجاره،مثقال،اخبار،و ...

2-    نگارش متصل : اما گاه کلماتی که دارای ساختار مصوت بلند هستند ، و باید با صدای بلند نیز نوشته شوند ،  با  تبدیل مصوت بلند « الف کشیده » ، به صورت « الفکوتاه -ا- »  ، و استقرار آن الف کوتاه بر بالای حرفی که بايد با مصوت بلند نوشته و خوانده شود ،  دوحرفغیرقابلاتصال یعنی مصوتبلندالف  و حرف بعد از آن ،   به یکدیگر متصل گردیده اند . مانند اِللٰه  کهباید« اللّاه » نوشتهشود   ،  رَحْمٰنکهبایدرحماننوشتهشود  ،  کِتٰب  کهباید  کتابنوشتهشود  ،اِنْسٰنکهبایدانساننوشتهشود،  اَعْمٰل که باید اعمال نوشته شود  و...  ( دقتشود ) 

نمونه بسیار بارز  اِعمال خارج از مبنای قواعد در کتابت دو فعل  هاجَرُواوَ جـٰهَدُوا  ، است که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند ، اوّلی با تثبیت الف بلند وکشیده  ،  و دومی با حذف الف بلند وکشیده و بلند ، نگارش شده اند .

بقره 218 : «  إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هاجَرُواوَ جـٰهَدُوافي‏ سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ...

الأنفال : 72   إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُواوَجـٰهَدُوابِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ ...

نکته جالب و قابل تامل در « نگارش الف بلند » در وسط کلمه آن است که در کلیه مواردی که ، حرف الف به نحو کشیده نوشته شده است ، انفصال آن از حرف پس از آن رعایت گردیده .

 بنابر این وقتی درکلمه ای باید حرف الف نوشته شود ، رعایت انفصال در آن ضرورت دارد ، و کلماتی که با علامت الف کوتاه( ٰ ) نوشته می شوند ، اگر الف جزو ساختار کلمه باشد ، این نوع نگارش خطا ی بارز خواهد بود زیرا یک حرف اصلی بدون دلیل منطقی از ساختار کلمه خارج شده است .

این دوگانه نویسیها ، در قرانهای موجود ، به ویژه رسم الخط عثمان طه ، بگونه ای واضح و گسترده است که محققان از اقرار  به آن ناگزیرند .

مولفکتابپژوهشیدررسمالمصحف([4]) ،  در توضیح دو گانه نویسیهای موجود در رسم الخط عثمان طه   می نویسد :

«   نکتهاول : با بر رسی این دسته از کلمات در می یابیم در کتابتاینگونهکلمات،دوگانگی  وجوددارد ،  به طوری که در بعضی موارد به « رسمالاملاء» و در موارد دیگر به « رسمالمصحف » نوشته شده اند . »

« نکتهدوم : این کلمات فقط در مواقعی به شکل رسمالمصحف کتابت شده اند که حرکت همزه ، ضمه و یا تنوین ضمه بوده است . بنابر این در مواردی که حرکت همزه کسره و یا فتحه و یا تنوین نصب و جر است ، کتابت کلمات فقط به  « رسمالاملاء »  می باشد .

عامل سوم : ابداعقواعد و اعمالدوگانهآن :  اگرچه کتابت مصحف از زمان خلیفه سوم به نحو ضابطه مند شکل جدیدی به خود گرفت ، اما به واسطه اعمالبرخیقواعدمانند : « حذفواضافهوهمزه  وبدلوفصل  ووصل »  برگرفته اززبانهایرائج در میان اقوام  ،  و اعمال  بی ضابطه و جامع آن  قواعد در « رسمالمصحفعثمانی » و به تبع آن امروزه  در  « رسمالخطعثمانطه »  دو گانه نویسی فراوانی در کتابت قران پدید آمد . مانند نگارش کلمه  « ابراهیم » که در کتابت عثمانطه ،  تا پایانسورهبقره بدون نگارش حرف  «يـ »  نوشته شده است . و  از  سوره  آلعمران تا آخر قران در کلمه  ابراهیم  ، مصوت بلند یاء که باید به وسیله حرف « ی »   در ساختار کلمه نشان داده شود ، با تغییر شکلی خارج از « ساختار کلمه » نوشته شده است . طرح این نوع نگارش ، تحت عنوان قاعده حذف و اضافه و بدل و غیرو ،  و اِعمال دو گانه آن در کلمات ،  بستر دوگانه نویسی های متعدد در قران شده است .

عاملچهارم : طرحمسالهحروفهفتگانه ([5] ) : بخش مهمی از دو گانه نویسی های موجود در رسم الخط عثمانی ،    به مساله ای مهم باز می گردد که برمبنای احادیث منقول و مقبول درنزد اهل سنت است . آنان قائل به نزول قران بر  « هفتحرف » شدند وکتب معتبر حدیث اهل سنت ، پیرامون این عقیده روایات متعددی نقل کرده اند :  ( انّ القران نزل علی سبعة احرف – صحیح مسلم ج2 ص 202 و صحیح بخاری ج 6 ص 100 و صحیح ترمذی  ج 11 ص 60 ) .  و در آن روایات نیز اساس اختلاف را به قرائت پیامبر (ص) منتسب نموده اند . 

  این گروه  برای « حروفهفتگانه»  نیز وجوهوتاویلات زیادی مطرح ساخته اند که مهمترین آن وجوه عبارتند از :

1- کلماتمترادف مانند : عجّل = أَسرِعْ

2- فصولوابوابهفتگانه مانند : آیات زجر ، امر ، حلال ، حرام ، محکم ، متشابه ، امثال

3- فصولهفتگانه مانند : امر ، زجر ، ترغیب ، ترهیب ، جدل ، قصص ، و امثال  

4- اختلافدرقرائاتبرمبنای : تغییر حرکت بدون تغییر صورت و معنا ، تغییر حرکت توام با تغییر صورت و معنا ، تغییر صورت با حفظ معنا ، تغییر صورت و معنا در قرائت ، تغییر قرائت توام با تقدم و تاخر کلمات ، تغییر با زیادت و نقصان

5- اختلافدرقرائتبرمبنای : اختلافدراسم (مفرد ، تثنیه ، جمع) ، اختلافدرافعال (ماضی ، مضارع ، امر)،اختلافدراعرابوحرکات ، اختلافازلحاظزیادتونقصان ، اختلافازجهتتقدموتاخر ، اختلافبوسیلهتغییروتبدیل کلمات ، اختلافازجهتلحجه ( فتح ، اماله ، ترقیق ، تفخیم ، اظهار و ادغام )

6- کثرتدرمرتبهاعداد:  این  گروه  معتقدند  ،  لفظ هفت  در  حدیث  « سبعة احرف »  به معنای  کثرتدر  مرتبهاعداداست نه به طور معیّن عدد هفت ، بلکه  به معنای حروف فراوان و زیاد است .

7- ادعایتواترقرائتهایهفتودهگانه  : شامل قرائتهفت قاری : ( عبدالله بن عامر دمشقی،   ابن کثیر مکّی ، عاصم کوفی ، ابو عمرو مازنی ، حمزه کوفی ، نافع مدنی ،کسائی کوفی) و سهقاری دیگرکه بعدها اضافه شدند : (خلف بن هشام ، یعقوب بن اسحاق ، یزید بن قعقاع ) .

قابل ذکر است که مساله « تواتر قرائات » در قرنسوم ، در بغداد توسط   ابوبکر   احمد   بن  موسی بن عباسبنمجاهد مطرح گردید که از میان دانشمندان علم  قرائت : مکه،مدینه  وکوفه  و  بصره   و  شام ، قرائت هفت نفر  را انتخاب و رسمی کرد که عبارت  بودند از:( نافع،ابنکثیر،ابوعمرو،  عبداللهبنعامر،عاصم،حمزه  وکسائی  ) 

8- لغتهایفصیح از قبائل  :  قریش ، هذیل ، کنانه ، تمیم  و  ثقیف ،  هوازن  ،  یمن

9- لغاتاقواممُضِر  : قریش  ،  هذیل ،  کنانه  ،  تمیم  ،  ضبه  ،  قیس  ،  اسد

 

عامل پنجم،اختلافاتقومی  سیاسی - مذهبی

1-    اختلافاقوامعرب و قبائل ، ( هذیف ، کنانه ، قریش و... ) در کتابت قران .

2-    اختلافقرائاتی که از فرهنگ اقوام  و قبائل ( قریش و هذیل و کنانه و تمیم و... ) نشأت  می گرفت .

3-    اختلافاتسیاسی خلفاء سه گانه و حاکمان (بنی امیّة و بنی مروان و بنی العباس ) از قاریان منتسب به آنها و جناح بندی ها و حمایت  سیاسی آنان از قاریان سرزمینهای مختلف (مکهومدینه  وکوفه  و  بصره  و  شام  )

4-    اختلافمذاهب  میان 4 فرقه بزرگ اهل سنت ( مالکی ، حنفی ، حنبلی و شافعی ) که در حمایت از قاریان با یکدیگر اختلاف نظر داشتند .

 

تواترقرائات ([6] ) :

اگرچه اصل قران از نظر مسلمانان متواتر می باشد ، اما تواتر قرائات و انتساب تواتر قرائات هفتگانه به پیامبر (ص) مورد اختلاف است . این امر نیز موجب گردید که کاتبان در کتابت قران هریک به قاری مورد اعتماد خود تکیه کرده و به نگارش کتاب الهی پرداختند واین قرائات وکتابتهای متعدد موجب بروز دوگانه نویسی های موجود گردید .

آنچه که در باب تواتر نقل قران از جانب قاریان ادعا می شود این است که  :  « قرائت آنان به تواتر ، به آنها رسیده است » ، این ادعا غیر از آن است که گفته شود « قرائت آنان به تواتر از پیامبر (ص) به او رسیده است » تمام       قاریان هفتگانه و دهگانه ، اسناد قرائت خود را به طور « خبرواحد » به پیامبر (ص) می رسانند نه به طور « خبرمتواتر »  .

بدین ترتیب عقیده به روایت « سبعهاحرف » و « قراءسبعه » و تداخل این دو عنوان  و موضوع در یکدیگر ، مبنای پیدایش نگارشهای مختلف در کتاب الهی گردید و کاتبان کتاب الهی با قبول ادعای «تواترقرائات » و متواتر تلقی کردن « خبر واحد » یکی از قاریان  ،  به نگارش قران پرداخته ، و هریک به نوعی در دوگانه نویسی قران موثر واقع شدند .  دامنه اختلاف بر سر تواتر قرائات تا بدانجا کشیده شد که برخی از علماء اهل سنت  مانند : قاضی ابوسعید مفتی اندلس منکران تواتر قرائتها را تکفر کرده ، و حکم به ارتداد آنان را صادر نمود .

 ممکن است برخی ادعا کنند : « عدم تواتر قرائتهای هفتگانه ، مستلزم عدم تواتر قران است » . درپاسخ باید گفت : « میان «تواترقرائات » و « تواتر  قران » ملازمه ای نیست و وجود اختلاف در قرائت یک کلمه ، منافاتی با وجود اتفاق بر اصل آن کتاب و یا کلمه ندارد . مانند اختلاف ناقلان و راویان اشعار یک متن ، در عین اتفاق نظر آنان در باره اصل متن و یا اختلاف در خصوصیات یک واقعه تاریخی مانند هجرت پیامبر (ص) ، در عین اتفاق در اصل وقوع هجرت .

 بنابر این تواتر قران مستلزم تواتر قرائات نیست . و اختلاف قاریان با یکدیگردر قرائت  به خود راویان و قارئان باز میگردد نه به خود قران . بر این اساس دوگانه نویسی های مصحف عثمانی ، هیچ استنادی به پیامبر (ص) ندارد و ناشی از اعمال سلیقه کاتبانی است که به یکی از قرائات ، وابسته و دلبسته بوده اند . »

آیارسمالخطقران  توقیفیاست؟

برخی معتقدند که رسمالخطقرانتوقیفیاست . این گروه که هم در میان اهل سنت و هم در میان شیعیان طرفدارانی دارد . در این میان اهل سنت معتقدند که باید به روش « سلفصالح » در نگارش قران احترام گذاشت و قران را آن گونه که صحابه تالیف کرده اند ، قرائت و تالیف نمود .

اما مخالفانتوقیفیبودننگارشقرانمعتقدند :

اولاً :  خداوندشکلونحوهخاصیازکتابتونوشتنرابرمردمواجبنکرده تا موظف باشند بر طبق آن قرآن را ثبت کنند .

ثانیاً : درسنت نیز چنین مطلبی وجود ندارد . بلکه سنت دال بر آن است که قرآنرامیتوانبههرشکلیکهآسانترباشدنوشت زیرا پیامبرفقطبهکتابتقرانامرکرده و هیچ طریقه خاص و رسم الخط معینی را برای نوشتن معین نکرد .

ثالثاً:  اجماعامتنیزاینامرراواجبنشمرده.

رابعاً :  تحولرسمالخطقدیمقراندرطیقرونمتمادی  ازخطسریانی وکوفیبهخطرائجامروزوتکاملآنوکتابتهایمتنوعرائجدرزبانهایمختلفخوددلیلبارزبرغیرتوقیفیبودنکتابتقراناست .

ایجادواعمالقواعدوضوابطرسمالمصحف  در کتابت :

 پیدایش و اعمال قواعد و ضوابط رسم المصحف دلیل بارز بر غیر توقیفی بودن رسم المصحف می باشد . زیرا از دوران نزول قران و نگارش آن تا دوران  پیدایش قواعد و اعمال آن در نگارش بیش از حود سی تا چهل سال قران بدون اعراب و اعجام و علائم ثبت و ضبط می شد ؛ بنابر ادعای توقیفی بودن رسم الخط کتابت قران نباید هیچگونه تغییر و تحولی در نگارش صورت می گرفت حال آن که در طی سالیان متمادی بر دائره قواعد و قوانین افزوده و نگارش قران به تدریج تحت تاثیر قواعد تجوید و قرائت به سمت نگارش تجویدی متمایل گردید و همین امر موجب شد تا قواعد و ضوابط تجوید و قرائت , بر نگارش متن غلبه یابد .     

در نگارش عثمانی و رسم الخط عثمان طه در مواردی حروف  : « الف » و « یاء » و « واو» و « لام» و « نون »   حذف و یا اضافه شده اند . علاقمندان می توانند با مراجعه به منابع معتبر با آن آشنا شوند   

آقای حسن تفکری در ص 130 کتاب « پژوهشی در رسم المصحف » می نویسند :

« ... در حذف یا اثبات «الف» بسیاری از کلمات اختلاف است و قواعد گفته شده بعضاً چنان متزلزل هستند که دیگر نمی توان آنها را قاعده نامید ... غانم قدوری در کتاب رسم المصحف چنین می گوید : ... ( دانشمندان ) در باره روش رسم عثمانی در نوشتن فتحه بلند وسط کلمه دچار حیرت شده اند ... آنها علت حذف علامت فتحه بلند را گاهی ضعف آن و گاهی کثرت استعمال و گاهی تخفیف و اختصار و گاهی جهت احتمال دو قرائت در یک رسم دانسته اند ... امام ابن وثیق اندلسی در فصلی که برای حذف الف اختصاص داده تصریح می کند :« بدان که این باب اضطراب فراوانی دارد و پراکنده است و به قاعده معینی بر نمی گردد. 

 دو گانگی در نگارش همزه  و الف : در مصحف عثمان طه ، حرف همزه  و حرف الف به صورتهای مختلف نگارش یافته که هریک از آنها را می توان با دو نمونه نشان داد :

الف : اتصال همزه به حرف قبل و بعد از خود مانند :‌

1-  البقرة : 33   قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ ...

2-  البقرة : 34   وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ ...

 ب: نگارش همزه بدون اتصال به ساختار حروف ماقبل و یا مابعد :

3-  الرعد : 29   ... طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَـءَـابٍ

4-  ص : 55     ... وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَـشَرَّ مَـءَـابٍ

 ج :‌ عدم اتصال الف به حرف بعد از خود مانند :

1-    آل‏عمران : 17   الصَّابِرينَ وَ الصَّادِقينَ وَ الْقانِتينَ وَ الْمُنْفِقينَ وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِالْأَسْحارِ 

2-   آل‏عمران : 14   زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ ...

 د : جایگزین کردن علامت الف کوتاه ( ـٰـ  : بٰ ذٰ فٰ کٰ ...) به جای  الف کشیده      ( با ، دا ، فا ، کا ... ) دربرخی کلمات :     

1-  الفاتحة : 1   بِسْمِ  ٱللّهِ الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ

2-  الأنعام : 155   وَ هـٰـذا   كِـتٰبٌ   أَنْزَلْــنَـٰـهُ    مُبَارَكٌ ...

 چند نکته نگارشی  منحصر به فرد : در برخی از کلمات کتاب مقدس نگارشی منحصر به فرد واقع شده است که می توان آن را چنین ارائه کرد :

 

الف : کلمه افک 26 بار با ترکیبات مختلف در قران استعمال شده است :

1-  النور : 12        وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبينٌ

2-  الفرقان : 4        وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلاَّ إِفْكٌ افْتَراهُ 

در رسم الخط عثمان طه ، در 25 مورد همزه  اول کلمه جدا از حرف بعد نوشته شده ، تنها در سوره صافات همزه اول کلمه «  إِفکاً  » به نحو متصل به حرف پس از خود به صورت ( ئِفْكاً ) نوشته شده است و این متصل نوشتن  همزه نخست کلمه به حرف بعد از خود ، در هیچ یک از کلمات مهموز انجام نشده است ؟!!

ب :  موارد جواز حذف حرف (ن) از فعل مضارع مجزوم  کان ( لم یکنْ – لم تکنْ – لم اکنْ – لم نکنْ ) حذف نون این افعال  به  سه شرط جائز است  :

1-  مضارع، مجزوم کان ، جزمش به سکون  باشد .

2-  مضارع مجزوم کان ، به ضمیر منصوب متصل نباشد .

3-  مضارع مجزوم کان ، به حرف ساکن متصل نباشد .

 

جواز حذف حرف ( ن ) در نگارش مضارع مجزوم  در رسم الخط  عثمان طه تنها در ( 7 مورد )  اعمال شده و در موارد مشابه اعمال نشده است .

  • ·       لم تکن ( 9 مورد )

النساء : 73    كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ  

النساء : 97    قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها

النساء : 113 -  الأنعام : 23 -   الأنعام : 101  -  الأنعام : 158  -   الكهف : 43   -

المؤمنون : 105  -  الشعراء : 136  

  • ·       لم تک : (2مورد )

مريم : 9       قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً

غافر : 50        قالُوا أَ وَ لَمْ تَكُ تَأْتيكُمْ رُسُلُكُمْ بِالْبَيِّناتِ 

  • ·       لم یکن : (11 مورد )

البقرة : 196     ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ 

النساء : 11      فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ 

النساء : 12   -  النساء : 137  -   النساء : 168   -   النساء : 176    -    الأنعام : 131  

الأعراف : 11    -   الإسراء : 111   -    مريم : 14   

  • ·       لم یک : (4 مورد )

الأنفال : 53   ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً

النحل : 120   إِنَّ إِبْراهيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكينَ

مريم : 67   -    القيامة : 37  

  • ·       لم اکن : (3مورد )

النساء : 72  قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهيداً

الحجر : 33   قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ

مريم : 4      وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا 

  • ·       لم اک : ( 1 مورد )

مريم : 20    قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لي‏ غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني‏ بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا

 اینها مواردی از دهها گونه دو گانه نویسی رائج در رسم الخط عثمانی و عثمان طه است .

آیت اللّاه معرفت در مبحث تاریخ قران ([7]) پیرامون  « اشکالات در رسم الخط عثمانی »                  می نویسد :

« ... غلطهاي املايي موجود در نگارش مصحف عثماني ، قابل انكار نيست . امري كه به طور قطع ، بر ضعف توانايي پيشينيان در املا و اصول نگارش صحيح دلالت دارد ، از اين روي ، آن اشتباهات و تناقضات در نوشتن كلمات پديد آمد . آن چه در پي مي‏آيد ، نمونه‏هايي از اشتباهات موجود در مصحف عثماني است

نمونه‏هايي از غلطهايي املايي‏

ممكن است جدولي ترسيم كنيم كه اشتباهات موجود در مصحف عثماني را به طور كامل نشان دهد . ليك اكنون به عنوان نمونه‏هاي بارز ، به مهمترين خطاهاي ياد شده اشاره مي‏كنيم:

«وَاخْتِلفِ اللّيْلِ وَالنَّهارِ» بقره 2: 164 . و صحيح آن : وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ
«يأتيهِمْ أَنْبَؤا» انعام 6: 5 . و صحيح آن : أنبَاءُ...
 «وَيَنْئَوْنَ عَنْهُ» انعام 6: 26 . و صحيح آن : يَنْأَوْنَ عَنْهُ…
«بِالْغَدَوةِ» انعام 6: 52. والصحيح: بِالْغَدَاةِ …
 «فيكُمْ شُرَكؤُا» انعام 6: 94 . و صحيح آن : شُرَكاءُ…
 «مَانَشؤُا» هود 11: 87 . و صحيح آن : مَانَشاءُ…
 «إنَّهُ لَايَايْئَسُ» يوسف 12: 87 . و صحيح آن : لايَيْأَسُ…
«أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا» ابراهيم 14: 9 . و صحيح آن : نَبَأُ...
«فَقالَ الضُّعَفؤُا» ابراهيم 14: 21 . و صحيح آن : الضُّعَفاءُ…
«وَلا تَقُولَنَّ لِشَاْي‏ءٍ» كهف 18: 23 . و صحيح آن : لِشَيْ‏ءٍ…
 «لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ» كهف 18: 77 . و صحيح آن : لَاتَّخَذْتَ…
 «قالَ يَبْنَؤُمَّ» طه 20: 94 . و صحيح آن : يَاابْنَ اُمّ…
 «أوْ لَأاْذْبَحَنَّهُ» نمل 27: 21 . و صحيح آن : لَأَذْبَحَنَّهُ ،  …
 «يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا» نمل 27: 29 . و صحيح آن : الْمَلأُ…
 «شُفَعؤُا» روم 30: 13 . و صحيح آن : شُفَعاءُ…
«لَهُوَ الْبَلؤُا الْمُبِينُ» صافات 37: 106 . و صحيح آن : الْبَلاءُ…
 «وَأَصْحَابُ لْئَيْكَةِ» ص 38: 13 . و صحيح آن : الأَيْكَةِ…
 «وَجِاْي‏ءَ بالنَّبيّينَ» زمر 39: 69 . و صحيح آن : وَجي‏ء…
«وَما دُعؤُاْ الْكافِرينَ» غافر 40: 50 . و صحيح آن : وَما دُعاءُ...

«بِأَييِّكُمُ الْمَفْتون» قلم 68: 6 . و صحيح آن : بِأيِّكُمُ…

اين‏ها نمونه هائی از غلطهاي بسيار عجيب در مصحف است ، به ويژه زماني كه بدانيم مصحف‏ها در آن روزگار ، فاقد هر گونه نشانه‏اي بود كه به نقطه‏دار بودن حرف يا حركت كلمه يا تلفظ صحيح آن اشاره كند .

براي نمونه ، خواننده از كجا مي‏فهميد كه « لتّخذت » با تاء مشدّده است ، و چه تفاوتي بين آن با «لَتَخِذْت» وجود دارد كه با لام تأكيد و بدون تشديد مي‏باشد؟! يا چگونه بداند كه الف در «لا اذبحنّه» زائد بوده و خوانده نمي‏شود؟! يا اين كه يكي از دو ياء در «وَ السَّمَآءَ بَنَيْنَهَا بِأَيْيْدٍ » ؛ و آسمان را با قدرت بنا كرديم» .(1470) زائده است؟! همچنين ، نمي‏داند كه در « نَشؤُا » - بدون علامت - واو زائده مي‏باشد و الف كشيده وجود داشته و همزه ، پس از الف تلفظ مي‏گردد ...

تناقضات در نگارش مصحف عثماني‏ :

مطلب عجيب‏تر ، وجود تناقضاتي در نگارش مصحف است . در حالي كه كلمه‏اي در جايي به شكلي خاص رسم شده ، در جايي ديگر به گونه‏اي مخالف آن ترسيم گرديده كه خود مايه شگفتي است ، و اين باور را ايجاد مي‏كند كه نويسندگان نخستين ، از آشنايي با اصول نوشتن يا دست كم استواري در يكسان نويسي ، بسي دور بوده‏اند! اكنون نمونه‏هايي از اين تناقض عجيب را بنگريد:

 نگارش غلط كلمه                                           نگارش صحيح كلمه‏
أصْحاب لْئَيْكَة.شعراء 26: 176 وص 38: 13    أصحاب الْأيْكَةِ. حجر15: 78
قَالَ الضُّعَفؤُا.     ابراهيم 14: 21                 لَيْسَ عَلي‏ الضُّعَفَاءِ. توبه 9: 91
فَلَا يَسْتئْخِرُونَ سَاعَةً. يونس‏10: 49             لاَيَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً. اعراف 7: 34

وَمَا دُعؤُا الْكَافِرينَ. غافر 40: 50                وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرينَ. رعد 13: 14
لَيْسَ بِظَلَّم لِلْعَبيدِ. حج 22: 10                     لَيْسَ بِظَلّامٍ لِلْعَبيدِ. آل‏عمران 3: 182
ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثَلَ. فرقان 25: 9                  ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثَالَ. اسراء 17: 48
وَيَمْحُ اللّهُ الْبَاطِلَ. شوري 42: 24                 يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشَاءُ. رعد 13: 39
فَأَحْيكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ. بقره 2: 28                      أحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ. حج 22: 66
 إي لفهِمْ رِحْلةَ. قريش 106: 2                    لإِيلفِ قُرَيْشٍ. قريش 106: 1
 قَالَ يَبْنؤُمَّ. طه 20: 94.                             قَالَ ابْنَ اُمَّ. اعراف 7: 150
 فِي أَمْوالِنا مَانَشَؤُا. هود 11: 87                   فِي الأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ. حج 22: 5
 وإن تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ. ابراهيم 14: 34            وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمةَ اللَّهِ. نحل 16: 18
 فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ. فاطر 35: 43                  وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ. فتح 48: 23
عَلي بَيِّنَتٍ مِنْهُ. فاطر 35: 40                      عَلَي بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ. محمّد 47: 14
لَدَا الْبَابِ. يوسف 12: 25                            لَدَي الْحَنَاجِرِ. غافر 40: 18
طَغَا المَاءُ. حاقّه 69: 11                      إنَّهُ طَغَي‏. نازعات 79: 17
وَلاتَقُولَنَّ لِشَاْي‏ءٍ. كهف 18: 23              وكَانَ اللّه عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ. كهف 18: 45
فَقالَ الْمَلَؤُا. مؤمنون 23: 24                  وَقالَ الْمَلَأُ. مؤمنون 23: 33
أيُّهَ الثَّقَلانِ. رحمان 55: 31                    أَيّها الْمُجْرِمُونَ. يس 36: 59.
اين‏ها نيز ، نمونه هائی بود كه از تناقض موجود در رسم الخط مصاحف عثماني گزينش كرديم .

 

هفت هزار اشتباه در رسم الخط عثمان طه

مرحوم معرفت در خصوص خطاهای نگارشی موجود در قران عثمانی و رسم الخط عثمان طه  می نویسند :

« ...ممكن است پژوهشگر در شگفت ماند هنگامي كه هفت هزار و اندي اشتباه در رسم الخط عثماني قديم بيابد ، و زماني كه آن را با شمار آيات قرآن يعني شش هزار و اندي آيه بسنجد ، آن را رقمي بزرگ ببيند . ليك واقعيت ، خود بر درستي اين رقم بزرگ گواهي مي‏دهد . اكنون تعداد اشتباهاتي را كه در هر سوره ، در رسم الخط قديم وجود دارد ، بنگريد :...  ( ایشان پس از ذکر شماره برخی آیات و سوره های مربوطه که در آن اشتباه نگارشی رخ داده است چنین می نویسند : )

« ... آن چه گذشت ، تعداد شش هزار و هفتصد و هفتاد و هفت (6777) اشتباه در رسم الخط عثماني است كه در بين سوره‏ها پخش مي‏باشد . هرگاه حذف الف از «بسم» و «الرحمن» در بسم اللَّه را كه 114 بار در قرآن تكرار شده ، به اين تعداد بيفزاييم ، شمار آن‏ها به (7005) عدد مي‏رسد . اين تعداد ، با چشم پوشي از حذف الف در لفظ جلاله «اللَّه» است كه در قرآن   (2550) بار و در بسم اللَّه (114) مرتبه تكرار شده است . چرا كه در اين صورت ، شمار خطاهاي رسم الخط قديم ، به نه هزار وششصد و شصت و نه (9669) عدد مي‏رسد و اين ، عددي بسيار بزرگ است . »

 

                 « قران را درست بنویسیم ، درست بخوانیم ، درست بفهمیم »

                  والسّلام علیکم ورحمة اللّاه و برکاته 

                  م .ب       



[1] - کتاب  « رسم الخط مصحف » که به همت آقای یعقوب جعفری در ایران ترجمه و وسیله انتشارات اسوه  قم در سال 1376(ه.ش) نشر گردید

[2] - ر.ج مجله زبان و ادبیات عربی شماره 6 سال 91 – مقاله ماهیت الف و نگارش آن در عربی و فارسی - تالیف دکتر حسن عبدالهی –  دانشیار زبان و ادبیات عربی – دانشگاه فردوسی مشهد

[3] - برخی « مصوت » را « صوت » می نامند . این نامگذاری خطاست زیرا « صوت » از تغییر و جابجائی هوا و ایجاد امواج در هوا در اثر برخورد و سایش وریزش و...  پدید می آید . لذا صدای خنده ،گریه ، سرفه ، سوت و ضربات دست و پا و همچنین صدای حیوانات و پرندگان و بوق و حرکت ماشین و قطار وهواپیما و... صوت هستند ، اما مصوت نیستند .  

در کلام ، مصوت به شکلی از رابطه و پیوند میان « حرکات و حروف » گفته می شود که در دو حالت « کوتاه و بلند »  بوجود می آید . مانند : ( بَ ، بِ ، بُ ) و ( با ، بی ، بو و... )  از جهت منطقی نسبت میان صوت و مصوت ، نسبت عام و خاص است . یعنی هر مصوتی ، صوت است ، اما هر صوتی مصوت  نیست . 

[4] - پژوهشی در رسم المصحف - تالیف حسن تفکری ص  134 انتشارات تلاوت پیام عدالت

[5] - ر.ج : بیان در علوم و مسائل کلی قران – تالیف آیت اللّاه  ابولقاسم خوئی –  مترجمان : محمد صادق نجمی – هاشم هریسی

[6] -  (ر.ج : بیان در علوم و مسائل کلی قران – ابوالقاسم خوئی )

[7] - آیت الله معرفت     تاریخقرآن - اشکالاتیدررسمالخط  عثمانی -  سال  1388