قران را درست بنویسیم ، درست بخوانیم ، درست بفهمیم
بِاسْـمِ ٱللّاهِ ٱلرّحـمانِ ٱلرّحيـم
«پیشینههایقرائتوکتابتقران »
مقدمه : قران از دو مقام «قرائت» و « کتابت» بر خوردار است . در مقامقرائت ، کلام الهی به نحو تواتر نقل ، و با توجه به صلابت و زیبائی , مورد اتفاق و قبول همگان قرار گرفت ، و بعدها به نحو معیَن این قرائت حفظ گردید.
اما در مقامکتابت ، کتاب الهی توسط مسلمانان به صورت ابتدائی یعنی کتابت بدون اعراب و اعجام ، نگارش یافته و بعدها تحت تاثیر نیاز اجتماعی که متاثر از روابط بین الملل میان مسلمانان بود ، دستخوش تحولات تکمیلی گردید .
در خصوص تحول «کتابتعربی» در پیشازاسلام ، و دوراناولیهظهوراسلام ، محقق مصری « غانمقدوریالحمد » ([1]) می نویسد :
((... رواياتومصاحفخطىقديمونقشهايىكهبهعصرجاهلىونيمهاوّلقرناوّلهجرىمربوطمىشود،براينمطلبتاكيددارندكهكتابتعربى،ازهرنوععلامتىكهنشاندهندهحركتهاىكوتاهوياتشخيصحروفىكهشبيهيكديگرند،خالىبودهورسمالخطعثمانىهم،برهمين سياقبودهاست ... ))
طی دوران تحول نگارش ، بواسطه عوامل متعدد ، درکتابت قران « دوگانهنویسی» و « اختلاف نگارش » بوجود آمد ، عواملموثردرایندوگانهنویسی واختلافکتابتقرانرا می توان چنین برشمرد :
عاملاول : ساختارحروف و اِبداعاعرابواعجام . پس از دوران نگارش بدون اِعراب (حرکات و علائم ) و اِعجام (نقطه ) در حروف : «ب،ت،ث » و « س،ش » و « ص،ض » و « ع،غ » و « ح ،ج،خ » و « د،ذ » و « ر،ز » و پیدایش اختلاف قرائات اوج گرفت ،پس ازابداعاعرابواعجام ،نگارشکتابالهیتحتتاثیرقرائاتقرار گرفتهوتغییراتی در نگارش کتاب الهی پدید آمده و نگارش به شکل امروزین تغییر و تحول یافت .
آیتاللههادیمعرفت در کتاب « « التمهیدفیعلومالقران » با نگاهی جامع به سیر تدوین مصحف شریف و سپس مصحف عثمانی و رسم الخط آن می پردازند ؛ این کتاب به نام « تلخیصالتمهید » در دو جلد و سپس با عنوان « علومقرانی » و « آموزشعلومقرانی » تالیف و چاپ شده اند . ایشان در خصوص نقش تشابه حروف و اختلاف در قرائت و کتابت آنها می نویسند :
(( ... نبودن « الف » درکلمات : یکی دیگر از عواملی که در قرائت مشکل می آفرید ؛ نبودن «الف» در رسم الخط آن روز بود. خط عربی کوفی از خط سریانی نشأت گرفته است . در خط سریانی ؛ نوشتن « الف» وسط کلمه مرسوم نبود ؛ و آن را اسقاط می کردند و چون قران در ابتداء با خط کوفی نگاشته می شد ؛ «الف» هایوسطکلمهمانند : « سماوات » را نمی نوشتند ( به صورت : سموت) که بعدها علائم مشخصه ایجاد شد ؛ الف را صرفا با علامت الف کوچک ( ٰ ) در بالای کلمه مشخص می ساختند مانند : « سـمـٰـوٰت » .
اسقاط « الفوسطکلمه » دربسیاریازمواردمنشاءاختلافقرائتگردید ... اینگونه عوامل موجب گردید که قرّاء با هم اختلاف کنند و هریک طبق اجتهاد خود و دلائلی که در دست داشتند ؛ قرائت خود را توجیه بنمایند . ))
عامل دوم : « نقش الف – همزه در کتابت » یکیدیگرازعواملموثر در قرائت و کتابت قران ، ساختار حرف « همزه » و « الف » می باشد و این که الف و همزه دو حرف هستند یا یک حرف . »
در خصوص تعدادحروفدرادبیاتعرب دو قول مطرح می باشد ( [2] ) :
قولاول : که حروف را 28 حرف دانسته و « حرف همزه » را نخستین حرف دانسته و آن را به جهت کاربرددوگانه « الف وهمزه » , آن را « الف همزه » می نامند .
قولدوم : که حروف را 29 حرف دانسته و دو حرف « همزه » و « الف » را مستقل می دانند.
نکته مشترک میان این دو گروه ، قبولاختلافاحکاموقانونبرایهمزهوالف درنگارشوقرائت است . در ادب عرب مانند بسیاری از زبانهای دنیا ، حروفصامت هستند ، و جز با وجود مصوتهای سهگانهکوتاه : ( فتحه ، کسره ، ضمه ) و مصوتهایسهگانهبلند : ( آ ، او ، ای ) قابل خواندن نیستند ، و مصوتها ([3]) هم بدون حروف موضوعیت کلامی نخواهند داشت .
تفاوت « مصوّتهایکوتاه » با « مصوّتهایبلند » در این است که « مصوّتهایبلند » کاربرد دوگانه «حرفی » و « صوتی » دارند،و در میان حروف یک « ا،و،ی » نوشته وخواندهمیشوند. مانند کریـم و رحـیـم ، کتـاب و جهـاد ، موسی و متّقـون ...
به عبارت دیگر در برخی کلمات حروف ( ا ، و ، ی )نمایاننده مصوّتهایبلند هستند و به صورت حرف نوشته و خوانده می شوند . و حذف هر مصوّت بلند ، ساختار کلمه را بهم ریخته و گاه موجب تغییر معنا نیز می شود لذا حذف آنها ممکن نیست ، مانند : (کریـم – کرم ) یا ( رحـیـم – رحم ) و...
از میان سهمصوّتبلند « الف ، واو ، یاء » ، که یک حرف , و نماینده و جانشین یک صدا در کلمه هستند ، بیشترین تغییرات مربوط به حرفومصوّت « الف » می باشد که دو گانه نویسی آن در کتابت قران تاثیر بسیار گذاشته است .
در مجموعه حروف 28 و یا 29 گانه ، ششحرف / 6 قابلاتصالبهحرفپسازخودنیستند که عبارتند از : « د–ذ - ر- ز- و - الف » از میان این شش حرف ، « واو» و « الف» کاربرد دو گانهحرفیوصوتیدارند ، و از این میان در نگارش عثمانی و به تبع آن رسم الخط عثمان طه « حرف – مصوت الف » بر خلاف حروف دیگر ، با دوگانهنویسی « اتصال » وانفصال» روبرو شده است .
1- نگارش منفصل : در کتابت قرانهای موجود گاهی « حرف - مصوت الف » ، در حالی که « کلمه » از ساختار مصوت بلند برخوردار است ، با حرفالفکشیده ، و به صورتمنفصلازحرفبعدازآن ، نوشته شده است . مانند : حاسد،الناس،خنّاس،حماله،حجاره،مثقال،اخبار،و ...
2- نگارش متصل : اما گاه کلماتی که دارای ساختار مصوت بلند هستند ، و باید با صدای بلند نیز نوشته شوند ، با تبدیل مصوت بلند « الف کشیده » ، به صورت « الفکوتاه -ا- » ، و استقرار آن الف کوتاه بر بالای حرفی که بايد با مصوت بلند نوشته و خوانده شود ، دوحرفغیرقابلاتصال یعنی مصوتبلندالف و حرف بعد از آن ، به یکدیگر متصل گردیده اند . مانند : اِللٰه کهباید« اللّاه » نوشتهشود ، رَحْمٰنکهبایدرحماننوشتهشود ، کِتٰب کهباید کتابنوشتهشود ،اِنْسٰنکهبایدانساننوشتهشود، اَعْمٰل که باید اعمال نوشته شود و... ( دقتشود )
نمونه بسیار بارز اِعمال خارج از مبنای قواعد در کتابت دو فعل هاجَرُواوَ جـٰهَدُوا ، است که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند ، اوّلی با تثبیت الف بلند وکشیده ، و دومی با حذف الف بلند وکشیده و بلند ، نگارش شده اند .
بقره 218 : « إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هاجَرُواوَ جـٰهَدُوافي سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ...
الأنفال : 72 إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُواوَجـٰهَدُوابِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في سَبيلِ اللَّهِ ...
نکته جالب و قابل تامل در « نگارش الف بلند » در وسط کلمه آن است که در کلیه مواردی که ، حرف الف به نحو کشیده نوشته شده است ، انفصال آن از حرف پس از آن رعایت گردیده .
بنابر این وقتی درکلمه ای باید حرف الف نوشته شود ، رعایت انفصال در آن ضرورت دارد ، و کلماتی که با علامت الف کوتاه( ٰ ) نوشته می شوند ، اگر الف جزو ساختار کلمه باشد ، این نوع نگارش خطا ی بارز خواهد بود زیرا یک حرف اصلی بدون دلیل منطقی از ساختار کلمه خارج شده است .
این دوگانه نویسیها ، در قرانهای موجود ، به ویژه رسم الخط عثمان طه ، بگونه ای واضح و گسترده است که محققان از اقرار به آن ناگزیرند .
مولفکتابپژوهشیدررسمالمصحف([4]) ، در توضیح دو گانه نویسیهای موجود در رسم الخط عثمان طه می نویسد :
« نکتهاول : با بر رسی این دسته از کلمات در می یابیم در کتابتاینگونهکلمات،دوگانگی وجوددارد ، به طوری که در بعضی موارد به « رسمالاملاء» و در موارد دیگر به « رسمالمصحف » نوشته شده اند . »
« نکتهدوم : این کلمات فقط در مواقعی به شکل رسمالمصحف کتابت شده اند که حرکت همزه ، ضمه و یا تنوین ضمه بوده است . بنابر این در مواردی که حرکت همزه کسره و یا فتحه و یا تنوین نصب و جر است ، کتابت کلمات فقط به « رسمالاملاء » می باشد .
عامل سوم : ابداعقواعد و اعمالدوگانهآن : اگرچه کتابت مصحف از زمان خلیفه سوم به نحو ضابطه مند شکل جدیدی به خود گرفت ، اما به واسطه اعمالبرخیقواعدمانند : « حذفواضافهوهمزه وبدلوفصل ووصل » برگرفته اززبانهایرائج در میان اقوام ، و اعمال بی ضابطه و جامع آن قواعد در « رسمالمصحفعثمانی » و به تبع آن امروزه در « رسمالخطعثمانطه » دو گانه نویسی فراوانی در کتابت قران پدید آمد . مانند نگارش کلمه « ابراهیم » که در کتابت عثمانطه ، تا پایانسورهبقره بدون نگارش حرف «يـ » نوشته شده است . و از سوره آلعمران تا آخر قران در کلمه ابراهیم ، مصوت بلند یاء که باید به وسیله حرف « ی » در ساختار کلمه نشان داده شود ، با تغییر شکلی خارج از « ساختار کلمه » نوشته شده است . طرح این نوع نگارش ، تحت عنوان قاعده حذف و اضافه و بدل و غیرو ، و اِعمال دو گانه آن در کلمات ، بستر دوگانه نویسی های متعدد در قران شده است .
عاملچهارم : طرحمسالهحروفهفتگانه ([5] ) : بخش مهمی از دو گانه نویسی های موجود در رسم الخط عثمانی ، به مساله ای مهم باز می گردد که برمبنای احادیث منقول و مقبول درنزد اهل سنت است . آنان قائل به نزول قران بر « هفتحرف » شدند وکتب معتبر حدیث اهل سنت ، پیرامون این عقیده روایات متعددی نقل کرده اند : ( انّ القران نزل علی سبعة احرف – صحیح مسلم ج2 ص 202 و صحیح بخاری ج 6 ص 100 و صحیح ترمذی ج 11 ص 60 ) . و در آن روایات نیز اساس اختلاف را به قرائت پیامبر (ص) منتسب نموده اند .
این گروه برای « حروفهفتگانه» نیز وجوهوتاویلات زیادی مطرح ساخته اند که مهمترین آن وجوه عبارتند از :
1- کلماتمترادف مانند : عجّل = أَسرِعْ
2- فصولوابوابهفتگانه مانند : آیات زجر ، امر ، حلال ، حرام ، محکم ، متشابه ، امثال
3- فصولهفتگانه مانند : امر ، زجر ، ترغیب ، ترهیب ، جدل ، قصص ، و امثال
4- اختلافدرقرائاتبرمبنای : تغییر حرکت بدون تغییر صورت و معنا ، تغییر حرکت توام با تغییر صورت و معنا ، تغییر صورت با حفظ معنا ، تغییر صورت و معنا در قرائت ، تغییر قرائت توام با تقدم و تاخر کلمات ، تغییر با زیادت و نقصان
5- اختلافدرقرائتبرمبنای : اختلافدراسم (مفرد ، تثنیه ، جمع) ، اختلافدرافعال (ماضی ، مضارع ، امر)،اختلافدراعرابوحرکات ، اختلافازلحاظزیادتونقصان ، اختلافازجهتتقدموتاخر ، اختلافبوسیلهتغییروتبدیل کلمات ، اختلافازجهتلحجه ( فتح ، اماله ، ترقیق ، تفخیم ، اظهار و ادغام )
6- کثرتدرمرتبهاعداد: این گروه معتقدند ، لفظ هفت در حدیث « سبعة احرف » به معنای کثرتدر مرتبهاعداداست نه به طور معیّن عدد هفت ، بلکه به معنای حروف فراوان و زیاد است .
7- ادعایتواترقرائتهایهفتودهگانه : شامل قرائتهفت قاری : ( عبدالله بن عامر دمشقی، ابن کثیر مکّی ، عاصم کوفی ، ابو عمرو مازنی ، حمزه کوفی ، نافع مدنی ،کسائی کوفی) و سهقاری دیگرکه بعدها اضافه شدند : (خلف بن هشام ، یعقوب بن اسحاق ، یزید بن قعقاع ) .
قابل ذکر است که مساله « تواتر قرائات » در قرنسوم ، در بغداد توسط ابوبکر احمد بن موسی بن عباسبنمجاهد مطرح گردید که از میان دانشمندان علم قرائت : مکه،مدینه وکوفه و بصره و شام ، قرائت هفت نفر را انتخاب و رسمی کرد که عبارت بودند از:( نافع،ابنکثیر،ابوعمرو، عبداللهبنعامر،عاصم،حمزه وکسائی )
8- لغتهایفصیح از قبائل : قریش ، هذیل ، کنانه ، تمیم و ثقیف ، هوازن ، یمن
9- لغاتاقواممُضِر : قریش ، هذیل ، کنانه ، تمیم ، ضبه ، قیس ، اسد
عامل پنجم،اختلافاتقومی– سیاسی - مذهبی :
1- اختلافاقوامعرب و قبائل ، ( هذیف ، کنانه ، قریش و... ) در کتابت قران .
2- اختلافقرائاتی که از فرهنگ اقوام و قبائل ( قریش و هذیل و کنانه و تمیم و... ) نشأت می گرفت .
3- اختلافاتسیاسی خلفاء سه گانه و حاکمان (بنی امیّة و بنی مروان و بنی العباس ) از قاریان منتسب به آنها و جناح بندی ها و حمایت سیاسی آنان از قاریان سرزمینهای مختلف (مکهومدینه وکوفه و بصره و شام )
4- اختلافمذاهب میان 4 فرقه بزرگ اهل سنت ( مالکی ، حنفی ، حنبلی و شافعی ) که در حمایت از قاریان با یکدیگر اختلاف نظر داشتند .
تواترقرائات ([6] ) :
اگرچه اصل قران از نظر مسلمانان متواتر می باشد ، اما تواتر قرائات و انتساب تواتر قرائات هفتگانه به پیامبر (ص) مورد اختلاف است . این امر نیز موجب گردید که کاتبان در کتابت قران هریک به قاری مورد اعتماد خود تکیه کرده و به نگارش کتاب الهی پرداختند واین قرائات وکتابتهای متعدد موجب بروز دوگانه نویسی های موجود گردید .
آنچه که در باب تواتر نقل قران از جانب قاریان ادعا می شود این است که : « قرائت آنان به تواتر ، به آنها رسیده است » ، این ادعا غیر از آن است که گفته شود « قرائت آنان به تواتر از پیامبر (ص) به او رسیده است » تمام قاریان هفتگانه و دهگانه ، اسناد قرائت خود را به طور « خبرواحد » به پیامبر (ص) می رسانند نه به طور « خبرمتواتر » .
بدین ترتیب عقیده به روایت « سبعهاحرف » و « قراءسبعه » و تداخل این دو عنوان و موضوع در یکدیگر ، مبنای پیدایش نگارشهای مختلف در کتاب الهی گردید و کاتبان کتاب الهی با قبول ادعای «تواترقرائات » و متواتر تلقی کردن « خبر واحد » یکی از قاریان ، به نگارش قران پرداخته ، و هریک به نوعی در دوگانه نویسی قران موثر واقع شدند . دامنه اختلاف بر سر تواتر قرائات تا بدانجا کشیده شد که برخی از علماء اهل سنت مانند : قاضی ابوسعید مفتی اندلس منکران تواتر قرائتها را تکفر کرده ، و حکم به ارتداد آنان را صادر نمود .
ممکن است برخی ادعا کنند : « عدم تواتر قرائتهای هفتگانه ، مستلزم عدم تواتر قران است » . درپاسخ باید گفت : « میان «تواترقرائات » و « تواتر قران » ملازمه ای نیست و وجود اختلاف در قرائت یک کلمه ، منافاتی با وجود اتفاق بر اصل آن کتاب و یا کلمه ندارد . مانند اختلاف ناقلان و راویان اشعار یک متن ، در عین اتفاق نظر آنان در باره اصل متن و یا اختلاف در خصوصیات یک واقعه تاریخی مانند هجرت پیامبر (ص) ، در عین اتفاق در اصل وقوع هجرت .
بنابر این تواتر قران مستلزم تواتر قرائات نیست . و اختلاف قاریان با یکدیگردر قرائت به خود راویان و قارئان باز میگردد نه به خود قران . بر این اساس دوگانه نویسی های مصحف عثمانی ، هیچ استنادی به پیامبر (ص) ندارد و ناشی از اعمال سلیقه کاتبانی است که به یکی از قرائات ، وابسته و دلبسته بوده اند . »
آیارسمالخطقران توقیفیاست؟
برخی معتقدند که رسمالخطقرانتوقیفیاست . این گروه که هم در میان اهل سنت و هم در میان شیعیان طرفدارانی دارد . در این میان اهل سنت معتقدند که باید به روش « سلفصالح » در نگارش قران احترام گذاشت و قران را آن گونه که صحابه تالیف کرده اند ، قرائت و تالیف نمود .
اما مخالفانتوقیفیبودننگارشقرانمعتقدند :
اولاً : خداوندشکلونحوهخاصیازکتابتونوشتنرابرمردمواجبنکرده تا موظف باشند بر طبق آن قرآن را ثبت کنند .
ثانیاً : درسنت نیز چنین مطلبی وجود ندارد . بلکه سنت دال بر آن است که قرآنرامیتوانبههرشکلیکهآسانترباشدنوشت زیرا پیامبرفقطبهکتابتقرانامرکرده و هیچ طریقه خاص و رسم الخط معینی را برای نوشتن معین نکرد .
ثالثاً: اجماعامتنیزاینامرراواجبنشمرده.
رابعاً : تحولرسمالخطقدیمقراندرطیقرونمتمادی ازخطسریانی وکوفیبهخطرائجامروزوتکاملآنوکتابتهایمتنوعرائجدرزبانهایمختلفخوددلیلبارزبرغیرتوقیفیبودنکتابتقراناست .
ایجادواعمالقواعدوضوابطرسمالمصحف در کتابت :
پیدایش و اعمال قواعد و ضوابط رسم المصحف دلیل بارز بر غیر توقیفی بودن رسم المصحف می باشد . زیرا از دوران نزول قران و نگارش آن تا دوران پیدایش قواعد و اعمال آن در نگارش بیش از حود سی تا چهل سال قران بدون اعراب و اعجام و علائم ثبت و ضبط می شد ؛ بنابر ادعای توقیفی بودن رسم الخط کتابت قران نباید هیچگونه تغییر و تحولی در نگارش صورت می گرفت حال آن که در طی سالیان متمادی بر دائره قواعد و قوانین افزوده و نگارش قران به تدریج تحت تاثیر قواعد تجوید و قرائت به سمت نگارش تجویدی متمایل گردید و همین امر موجب شد تا قواعد و ضوابط تجوید و قرائت , بر نگارش متن غلبه یابد .
در نگارش عثمانی و رسم الخط عثمان طه در مواردی حروف : « الف » و « یاء » و « واو» و « لام» و « نون » حذف و یا اضافه شده اند . علاقمندان می توانند با مراجعه به منابع معتبر با آن آشنا شوند
آقای حسن تفکری در ص 130 کتاب « پژوهشی در رسم المصحف » می نویسند :
« ... در حذف یا اثبات «الف» بسیاری از کلمات اختلاف است و قواعد گفته شده بعضاً چنان متزلزل هستند که دیگر نمی توان آنها را قاعده نامید ... غانم قدوری در کتاب رسم المصحف چنین می گوید : ... ( دانشمندان ) در باره روش رسم عثمانی در نوشتن فتحه بلند وسط کلمه دچار حیرت شده اند ... آنها علت حذف علامت فتحه بلند را گاهی ضعف آن و گاهی کثرت استعمال و گاهی تخفیف و اختصار و گاهی جهت احتمال دو قرائت در یک رسم دانسته اند ... امام ابن وثیق اندلسی در فصلی که برای حذف الف اختصاص داده تصریح می کند :« بدان که این باب اضطراب فراوانی دارد و پراکنده است و به قاعده معینی بر نمی گردد.
دو گانگی در نگارش همزه و الف : در مصحف عثمان طه ، حرف همزه و حرف الف به صورتهای مختلف نگارش یافته که هریک از آنها را می توان با دو نمونه نشان داد :
الف : اتصال همزه به حرف قبل و بعد از خود مانند :
1- البقرة : 33 قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ ...
2- البقرة : 34 وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ ...
ب: نگارش همزه بدون اتصال به ساختار حروف ماقبل و یا مابعد :
3- الرعد : 29 ... طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَـءَـابٍ
4- ص : 55 ... وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَـشَرَّ مَـءَـابٍ
ج : عدم اتصال الف به حرف بعد از خود مانند :
1- آلعمران : 17 الصَّابِرينَ وَ الصَّادِقينَ وَ الْقانِتينَ وَ الْمُنْفِقينَ وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِالْأَسْحارِ
2- آلعمران : 14 زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ ...
د : جایگزین کردن علامت الف کوتاه ( ـٰـ : بٰ ذٰ فٰ کٰ ...) به جای الف کشیده ( با ، دا ، فا ، کا ... ) دربرخی کلمات :
1- الفاتحة : 1 بِسْمِ ٱللّهِ الرَّحْمـٰنِ الرَّحِيمِ
2- الأنعام : 155 وَ هـٰـذا كِـتٰبٌ أَنْزَلْــنَـٰـهُ مُبَارَكٌ ...
چند نکته نگارشی منحصر به فرد : در برخی از کلمات کتاب مقدس نگارشی منحصر به فرد واقع شده است که می توان آن را چنین ارائه کرد :
الف : کلمه افک 26 بار با ترکیبات مختلف در قران استعمال شده است :
1- النور : 12 وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبينٌ
2- الفرقان : 4 وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلاَّ إِفْكٌ افْتَراهُ
در رسم الخط عثمان طه ، در 25 مورد همزه اول کلمه جدا از حرف بعد نوشته شده ، تنها در سوره صافات همزه اول کلمه « إِفکاً » به نحو متصل به حرف پس از خود به صورت ( ئِفْكاً ) نوشته شده است و این متصل نوشتن همزه نخست کلمه به حرف بعد از خود ، در هیچ یک از کلمات مهموز انجام نشده است ؟!!
ب : موارد جواز حذف حرف (ن) از فعل مضارع مجزوم کان ( لم یکنْ – لم تکنْ – لم اکنْ – لم نکنْ ) حذف نون این افعال به سه شرط جائز است :
1- مضارع، مجزوم کان ، جزمش به سکون باشد .
2- مضارع مجزوم کان ، به ضمیر منصوب متصل نباشد .
3- مضارع مجزوم کان ، به حرف ساکن متصل نباشد .
جواز حذف حرف ( ن ) در نگارش مضارع مجزوم در رسم الخط عثمان طه تنها در ( 7 مورد ) اعمال شده و در موارد مشابه اعمال نشده است .
- · لم تکن ( 9 مورد )
النساء : 73 كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ
النساء : 97 قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها
النساء : 113 - الأنعام : 23 - الأنعام : 101 - الأنعام : 158 - الكهف : 43 -
المؤمنون : 105 - الشعراء : 136
- · لم تک : (2مورد )
مريم : 9 قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً
غافر : 50 قالُوا أَ وَ لَمْ تَكُ تَأْتيكُمْ رُسُلُكُمْ بِالْبَيِّناتِ
- · لم یکن : (11 مورد )
البقرة : 196 ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
النساء : 11 فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ
النساء : 12 - النساء : 137 - النساء : 168 - النساء : 176 - الأنعام : 131
الأعراف : 11 - الإسراء : 111 - مريم : 14
- · لم یک : (4 مورد )
الأنفال : 53 ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً
النحل : 120 إِنَّ إِبْراهيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكينَ
مريم : 67 - القيامة : 37
- · لم اکن : (3مورد )
النساء : 72 قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهيداً
الحجر : 33 قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
مريم : 4 وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا
- · لم اک : ( 1 مورد )
مريم : 20 قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا
اینها مواردی از دهها گونه دو گانه نویسی رائج در رسم الخط عثمانی و عثمان طه است .
آیت اللّاه معرفت در مبحث تاریخ قران ([7]) پیرامون « اشکالات در رسم الخط عثمانی » می نویسد :
« ... غلطهاي املايي موجود در نگارش مصحف عثماني ، قابل انكار نيست . امري كه به طور قطع ، بر ضعف توانايي پيشينيان در املا و اصول نگارش صحيح دلالت دارد ، از اين روي ، آن اشتباهات و تناقضات در نوشتن كلمات پديد آمد . آن چه در پي ميآيد ، نمونههايي از اشتباهات موجود در مصحف عثماني است
نمونههايي از غلطهايي املايي
ممكن است جدولي ترسيم كنيم كه اشتباهات موجود در مصحف عثماني را به طور كامل نشان دهد . ليك اكنون به عنوان نمونههاي بارز ، به مهمترين خطاهاي ياد شده اشاره ميكنيم:
«وَاخْتِلفِ اللّيْلِ وَالنَّهارِ» بقره 2: 164 . و صحيح آن : وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ
«يأتيهِمْ أَنْبَؤا» انعام 6: 5 . و صحيح آن : أنبَاءُ...
«وَيَنْئَوْنَ عَنْهُ» انعام 6: 26 . و صحيح آن : يَنْأَوْنَ عَنْهُ…
«بِالْغَدَوةِ» انعام 6: 52. والصحيح: بِالْغَدَاةِ …
«فيكُمْ شُرَكؤُا» انعام 6: 94 . و صحيح آن : شُرَكاءُ…
«مَانَشؤُا» هود 11: 87 . و صحيح آن : مَانَشاءُ…
«إنَّهُ لَايَايْئَسُ» يوسف 12: 87 . و صحيح آن : لايَيْأَسُ…
«أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا» ابراهيم 14: 9 . و صحيح آن : نَبَأُ...
«فَقالَ الضُّعَفؤُا» ابراهيم 14: 21 . و صحيح آن : الضُّعَفاءُ…
«وَلا تَقُولَنَّ لِشَاْيءٍ» كهف 18: 23 . و صحيح آن : لِشَيْءٍ…
«لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ» كهف 18: 77 . و صحيح آن : لَاتَّخَذْتَ…
«قالَ يَبْنَؤُمَّ» طه 20: 94 . و صحيح آن : يَاابْنَ اُمّ…
«أوْ لَأاْذْبَحَنَّهُ» نمل 27: 21 . و صحيح آن : لَأَذْبَحَنَّهُ ، …
«يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا» نمل 27: 29 . و صحيح آن : الْمَلأُ…
«شُفَعؤُا» روم 30: 13 . و صحيح آن : شُفَعاءُ…
«لَهُوَ الْبَلؤُا الْمُبِينُ» صافات 37: 106 . و صحيح آن : الْبَلاءُ…
«وَأَصْحَابُ لْئَيْكَةِ» ص 38: 13 . و صحيح آن : الأَيْكَةِ…
«وَجِاْيءَ بالنَّبيّينَ» زمر 39: 69 . و صحيح آن : وَجيء…
«وَما دُعؤُاْ الْكافِرينَ» غافر 40: 50 . و صحيح آن : وَما دُعاءُ...
«بِأَييِّكُمُ الْمَفْتون» قلم 68: 6 . و صحيح آن : بِأيِّكُمُ…
اينها نمونه هائی از غلطهاي بسيار عجيب در مصحف است ، به ويژه زماني كه بدانيم مصحفها در آن روزگار ، فاقد هر گونه نشانهاي بود كه به نقطهدار بودن حرف يا حركت كلمه يا تلفظ صحيح آن اشاره كند .
براي نمونه ، خواننده از كجا ميفهميد كه « لتّخذت » با تاء مشدّده است ، و چه تفاوتي بين آن با «لَتَخِذْت» وجود دارد كه با لام تأكيد و بدون تشديد ميباشد؟! يا چگونه بداند كه الف در «لا اذبحنّه» زائد بوده و خوانده نميشود؟! يا اين كه يكي از دو ياء در «وَ السَّمَآءَ بَنَيْنَهَا بِأَيْيْدٍ » ؛ و آسمان را با قدرت بنا كرديم» .(1470) زائده است؟! همچنين ، نميداند كه در « نَشؤُا » - بدون علامت - واو زائده ميباشد و الف كشيده وجود داشته و همزه ، پس از الف تلفظ ميگردد ...
تناقضات در نگارش مصحف عثماني :
مطلب عجيبتر ، وجود تناقضاتي در نگارش مصحف است . در حالي كه كلمهاي در جايي به شكلي خاص رسم شده ، در جايي ديگر به گونهاي مخالف آن ترسيم گرديده كه خود مايه شگفتي است ، و اين باور را ايجاد ميكند كه نويسندگان نخستين ، از آشنايي با اصول نوشتن يا دست كم استواري در يكسان نويسي ، بسي دور بودهاند! اكنون نمونههايي از اين تناقض عجيب را بنگريد:
نگارش غلط كلمه نگارش صحيح كلمه
أصْحاب لْئَيْكَة.شعراء 26: 176 وص 38: 13 أصحاب الْأيْكَةِ. حجر15: 78
قَالَ الضُّعَفؤُا. ابراهيم 14: 21 لَيْسَ عَلي الضُّعَفَاءِ. توبه 9: 91
فَلَا يَسْتئْخِرُونَ سَاعَةً. يونس10: 49 لاَيَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً. اعراف 7: 34
وَمَا دُعؤُا الْكَافِرينَ. غافر 40: 50 وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرينَ. رعد 13: 14
لَيْسَ بِظَلَّم لِلْعَبيدِ. حج 22: 10 لَيْسَ بِظَلّامٍ لِلْعَبيدِ. آلعمران 3: 182
ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثَلَ. فرقان 25: 9 ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثَالَ. اسراء 17: 48
وَيَمْحُ اللّهُ الْبَاطِلَ. شوري 42: 24 يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشَاءُ. رعد 13: 39
فَأَحْيكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ. بقره 2: 28 أحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ. حج 22: 66
إي لفهِمْ رِحْلةَ. قريش 106: 2 لإِيلفِ قُرَيْشٍ. قريش 106: 1
قَالَ يَبْنؤُمَّ. طه 20: 94. قَالَ ابْنَ اُمَّ. اعراف 7: 150
فِي أَمْوالِنا مَانَشَؤُا. هود 11: 87 فِي الأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ. حج 22: 5
وإن تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ. ابراهيم 14: 34 وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمةَ اللَّهِ. نحل 16: 18
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ. فاطر 35: 43 وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ. فتح 48: 23
عَلي بَيِّنَتٍ مِنْهُ. فاطر 35: 40 عَلَي بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ. محمّد 47: 14
لَدَا الْبَابِ. يوسف 12: 25 لَدَي الْحَنَاجِرِ. غافر 40: 18
طَغَا المَاءُ. حاقّه 69: 11 إنَّهُ طَغَي. نازعات 79: 17
وَلاتَقُولَنَّ لِشَاْيءٍ. كهف 18: 23 وكَانَ اللّه عَلي كُلِّ شَيْءٍ. كهف 18: 45
فَقالَ الْمَلَؤُا. مؤمنون 23: 24 وَقالَ الْمَلَأُ. مؤمنون 23: 33
أيُّهَ الثَّقَلانِ. رحمان 55: 31 أَيّها الْمُجْرِمُونَ. يس 36: 59.
اينها نيز ، نمونه هائی بود كه از تناقض موجود در رسم الخط مصاحف عثماني گزينش كرديم .
هفت هزار اشتباه در رسم الخط عثمان طه
مرحوم معرفت در خصوص خطاهای نگارشی موجود در قران عثمانی و رسم الخط عثمان طه می نویسند :
« ...ممكن است پژوهشگر در شگفت ماند هنگامي كه هفت هزار و اندي اشتباه در رسم الخط عثماني قديم بيابد ، و زماني كه آن را با شمار آيات قرآن يعني شش هزار و اندي آيه بسنجد ، آن را رقمي بزرگ ببيند . ليك واقعيت ، خود بر درستي اين رقم بزرگ گواهي ميدهد . اكنون تعداد اشتباهاتي را كه در هر سوره ، در رسم الخط قديم وجود دارد ، بنگريد :... ( ایشان پس از ذکر شماره برخی آیات و سوره های مربوطه که در آن اشتباه نگارشی رخ داده است چنین می نویسند : )
« ... آن چه گذشت ، تعداد شش هزار و هفتصد و هفتاد و هفت (6777) اشتباه در رسم الخط عثماني است كه در بين سورهها پخش ميباشد . هرگاه حذف الف از «بسم» و «الرحمن» در بسم اللَّه را كه 114 بار در قرآن تكرار شده ، به اين تعداد بيفزاييم ، شمار آنها به (7005) عدد ميرسد . اين تعداد ، با چشم پوشي از حذف الف در لفظ جلاله «اللَّه» است كه در قرآن (2550) بار و در بسم اللَّه (114) مرتبه تكرار شده است . چرا كه در اين صورت ، شمار خطاهاي رسم الخط قديم ، به نه هزار وششصد و شصت و نه (9669) عدد ميرسد و اين ، عددي بسيار بزرگ است . »
« قران را درست بنویسیم ، درست بخوانیم ، درست بفهمیم »
والسّلام علیکم ورحمة اللّاه و برکاته
م .ب
[1] - کتاب « رسم الخط مصحف » که به همت آقای یعقوب جعفری در ایران ترجمه و وسیله انتشارات اسوه قم در سال 1376(ه.ش) نشر گردید
[2] - ر.ج مجله زبان و ادبیات عربی شماره 6 سال 91 – مقاله ماهیت الف و نگارش آن در عربی و فارسی - تالیف دکتر حسن عبدالهی – دانشیار زبان و ادبیات عربی – دانشگاه فردوسی مشهد
[3] - برخی « مصوت » را « صوت » می نامند . این نامگذاری خطاست زیرا « صوت » از تغییر و جابجائی هوا و ایجاد امواج در هوا در اثر برخورد و سایش وریزش و... پدید می آید . لذا صدای خنده ،گریه ، سرفه ، سوت و ضربات دست و پا و همچنین صدای حیوانات و پرندگان و بوق و حرکت ماشین و قطار وهواپیما و... صوت هستند ، اما مصوت نیستند .
در کلام ، مصوت به شکلی از رابطه و پیوند میان « حرکات و حروف » گفته می شود که در دو حالت « کوتاه و بلند » بوجود می آید . مانند : ( بَ ، بِ ، بُ ) و ( با ، بی ، بو و... ) از جهت منطقی نسبت میان صوت و مصوت ، نسبت عام و خاص است . یعنی هر مصوتی ، صوت است ، اما هر صوتی مصوت نیست .
[4] - پژوهشی در رسم المصحف - تالیف حسن تفکری ص 134 – انتشارات تلاوت – پیام عدالت
[5] - ر.ج : بیان در علوم و مسائل کلی قران – تالیف آیت اللّاه ابولقاسم خوئی – مترجمان : محمد صادق نجمی – هاشم هریسی
[6] - (ر.ج : بیان در علوم و مسائل کلی قران – ابوالقاسم خوئی )
[7] - آیت الله معرفت تاریخقرآن - اشکالاتیدررسمالخط عثمانی - سال 1388