طلب غفران ذنب از جانب پیامبر (ص)
« بِٱسْمِ ٱللّاهِ ٱلرَّحْمانِ ٱلرَّحِیمِ »
طلب « غفران ذنب » از جانب پیامبر(ص)
در برخی از آیات قران به پیامبر (ص ) توصیه « استغفار و طلب مغفرت از خداوند » می شود . این مطلب موجب پیدایش یک توهم در میان تحلیل گران کتاب الاهی شده که چگونه این توصیه الاهی را توجیه نمایند . برخی وقوع انواع گناهان پیامبر (ص)و یا امت را مبنای تحلیل قرار داده اند .
اگر چه به طور کلی مساله استغفار و استغفار از گناهان جایگاه ویژه ای ؛ در رابطه میان انسان با خداوند کریم دارد ؛ اما با نگاهی به آیاتی که طلب مغفرت الاهی از طرف پیامبر (ص) را مطرح می سازند ؛ قران حقیقت دیگری را به نمایش می گزارد که به مساله مغفرت و ذنب ؛ تنها از یک زاویه به معنای گناهان مبتنی بر کفر و شرک و ظلمی که معمولاً از طرف غیر معصوم رخ می دهد نباید نگاه کرد ؛ و معنای مغفرت و ذنب را در آیات الاهی را باید به تناسب نوع رابطه آن با مسائل مربوط به پیامبر و امت ؛ با دقت نظر بیشتر مورد توجه و تحلیل قرار داد . آیاتی که ذیلاً مورد تحلیل قرار می گیرد کوششی است برای دست یابی به حقیقت « مغفرت و ذنب » منتسب به پیامبر(ص) :
ابتدا به نمونه ای از ترجمه های مربوط به این آیات اشاره می شود :
- · 55 پس صبر كن كه وعدهى خدا حق است، و براى گناهت آمرزش بخواه و با ستايش پروردگارت، شامگاهان و بامدادان تسبيح گوى.
- · 19 پس بدان كه هيچ معبودى جز خدا نيست، و براى گناه خويش و براى مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه، و خداست كه آمد و شد و جايگاه [و وابستگىهاى فكرى و عملى] شما را مىداند.
- · پس صبر كن كه وعده خدا حق است، و از گناهت استغفار كن و هر صبحگاه و شبانگاه پروردگار خود را حمد و تسبيحگوى (55).
- · پس بدان كه هيچ معبودى جز او نيست و براى گناه خود و مؤمنين و مؤمنات استغفار كن كه خدا به سكونت و انتقال شما آگاه است (19).
اما به نظر می رسد که این نوع ترجمه ها ؛ و تفاسیر مرتبط با آن ؛ که با تکیه بر مفاهیمی مانند : « ترک اولی » ؛ ویا «گناهان غیر عمدی » ؛ و یا « کاستی های عبادی » و مانند اینها به ترجمه و تفسیر آیات می پردازند ؛ گویای معنای صحیح همه آیات مربوط به مغفرت و ذنب نخواهند بود . لذا شایسته است ابتداء ؛ تفاوت کاربرد این نوع الفاظ فهمیده و سپس مورد استفاده قرار گیرند .
تعبیر قرانی « غفراللّاه و استغفار » به چند معنا در آیات قران به کار می آید ؛ مانند پوشاندن ؛ خنثی و بی اثرکردن ؛ بخشیدن گناه و خطا . لذا این کلمه هرگاه بایک قرینه لفظی دیگر که دلالت بر معنای وقوع کفر و شرک و سحر وظلم ... باشد می تواند بر وقوع گناه بنده ؛ و درخواست بخشش و یا عدم بخشش از طرف خداوند دلالت داشته باشد . مانند :
إبراهيم : 10 قالَتْ رُسُلُهُمْ ؛ أَ فِي اللّاهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ؛ قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُريدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا ...
النساء : 137 إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ؛ ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ؛ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً ؛ لَمْ يَكُنِ اللّاهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ ...
النساء : 168 إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا ؛ وَ ظَلَمُوا ؛ لَمْ يَكُنِ اللّاهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ ؛ وَلا لِيَهْدِيَهُمْ طَريقاً
طه : 73 إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا ؛ وَما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ ؛ وَاللّاهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
اما در آیاتی که چنین قرینه هائی وجود نداشته باشد ؛ و با وجود قرائن لفظی دیگر در کلام که دلالت بر ایمان وعمل صالح و صبر واطاعت خدا و رسول و ... باشد ؛ « غفر و استغفار و... » به معنای خنثی شدن و بی اثر شدن و برطرف شدن آثارسوئی است که در اثر تحمل ایمان و عمل صالح و صبر و اطاعت الاهی از طرف مخالفان حق ؛ بر فرد و یا جامعه ایمانی وارد شده و یا میشود ؛ مانند :
البقرة : 285 آمَنَ الرَّسُولُ ؛ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّاهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ؛ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ
غافر : 55 فَاصْبِرْ ؛ إِنَّ وَعْدَ اللّاهِ حَقٌّ ؛ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ ؛ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ
محمد : 19 فَاعْلَمْ ؛ أَنَّهُ لا إِلاهَ إِلاَّ اللّاهُ ؛ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ...
الفتح : 2 لِيَغْفِرَ لَكَ اللّاهُ ؛ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ ؛ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ ؛ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً
ایمان وصبر و آگاهی پیامبر که عصمتش محرز است دلالت بر معنای دوم یعنی خنثی سازی آثار رنجهای متحمله و عنایت الاهی بر پیروزی پیامبر (ص) دارد .
کلمه « ذنب » نیز در لغت عبارتست از: مطلق آثار و عواقب و تبعات ؛ برای دارنده یک فکر وانجام دهنده یک عمل ؛ خواه مثبت باشد و خواه منفی . در عرف این لغت بیشتر در امور خلاف حق و ارزش به کار می رود . در تحلیل آیات قران ؛ به قرائن در کلام در جائی که با کلمه کفر و ظلم و خطائی مانند سحر و امثال آن باشد ؛ می توان آن را با معنای منفی یعنی « گناه » تحلیل کرد و فهمید ؛ مانند آیات :
آلعمران : 16 الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ؛ وَ قِنا عَذابَ النَّارِ
آلعمران : 147 وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا في أَمْرِنا ...
يوسف : 97 قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ؛ إِنَّا كُنَّا خاطِئينَ
در غیر این صورت مانندکلمه « غفر » ؛ کلمه « ذنب » را باید به معنای آثار سوء وارده بر فکر وعمل به کار برد ؛ و در خواست پیامبر (ص) را در باره « غفران ذنب » باید چنین تحلیل نمود ؛ نه آن که با توجیهاتی غیر معقول و غیر وجدانی عملکرد پیامبر (ص ) را مانند گنهکاران توجیه نموده و استغفار او را دال بر گناه کار بودن وغیرمعصوم بودن آن حضرت به شمار آوریم.
با توجه به نکات فوق آیاتی از سوره های مکّی و سپس مدنی برای تحلیل کلمات استغفار و ذنب منتسب به پیامبر(ص) مورد توجه قرار می دهیم :
- ( آیه 53 الی 55 سوره غافر / سوره 60 - مکّی ) : وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسىَ الْهُدَى ؛ وَ أَوْرَثْنَا بَنىِ إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ (53) هُدًى وَ ذِكْرَى لِأُوْلىِ الْأَلْبَابِ (54) فَاصْبِرْ ؛ إِنَّ وَعْدَ اللّاهِ حَقٌّ ؛ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ ؛ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشىِِّ وَ الْابْكَارِ (55)
وهمانا موسى را هدايت داديم ؛ وبنى اسرائيل را وارث كتاب [تورات] نموديم ؛ كه رهنمود و ياد كردى براى خردمندان است . پس صبر كن كه وعدهى خدا حق است ، و از خداوند عنایت و نتیجه نیک در خواست نما ؛ و با ستايش پروردگارت ، شامگاهان و بامدادان تسبيح گوى .
- ( آیه 19- سوره محمد / 95 سوره – مکّی ) فَاعْلَمْ ؛ أَنَّهُ لا إِلاهَ إِلاَّ اللّاهُ ؛ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ ؛ وَاللّاهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُمْ .
پس بدان كه ؛ هيچ معبودى جز خدای یگانه نيست ، و از خداوند ؛ خاتمه یافتن رنجهای خود و مردان و زنان مؤمن را طلب نما ، و خداست كه آمد و شد و جايگاه شما را مىداند .
- ( آیات 1و 2 سورة الفتح / 112 سوره – مدنی ) : بِٱسْمِ اللّاهِ الرَّحْمانِ الرَّحِيمِ ؛ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا (1) لِـيَغْفِرَ لَكَ اللّاهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْـبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ ؛ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا (2)
ما برای تو پیروزی آشکار قرار میدهیم ؛ برای پایان بخشیدن به رنجهای گذشته و آینده ات ؛ و تمامیت بخشیدن نعمت بر تو ؛ و تداوم راه تو بر صراط مستقیم .
حال با توجه به جهات سه گانه ( دو آیه در مکه و یک آیه در مدینه ) مطرح در آیات فوق می یابیم که : خداوند چگونه نتیجه صبر و استقامت و طلب مغفرت پیامبر را ؛ همان پیروزی بزرگ نهائی در مکه و تداوم راه نبوت در جهان اسلام ؛ و ولایت امیر مومنان و اولاد معصوم آن حضرت تا قیامت ؛ قرارداد و در آیات نازله در جریان غدیر خم این تقدیر نهائی را چنین به پیامبر اعلان می فرماید :
( آیه 3 سوره المائدة / 113 سوره - مدنی ) : ... الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ ؛ فَلاتَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ ؛ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ ؛ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي ؛ وَرَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً ...
... امروز كافران از [شكست] آيين شما نوميد شدند ؛ بنابر اين از آنها نترسيد و از من بترسيد ؛ امروز دين شما را براى شما كامل كردم ؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ؛ و دين اسلام را براى شما پسنديدم. ...
و این پاداش صبر و استقامت و طلب مغفرت از خداوند برای رفع ذنب رنجهای وارده در طول 23 سال نبوت و رسالت پیامبر صلوات اللّاه علیه و آله بوده است . واللّاه اعلم .
یا ربّ محمّد (ص) بحقّ محمّد ؛ اشف صدر محمّد ؛ بظهور الحجّة
. 28/2/95 - م . ب